وقتی مصمم می شوی با قصد رفتن
نه مانعت هر حرف و صد سوگند من نیست
داری مسافر می شوی در جاده ای شوم
این لحظه ها یعنی دل ات پا بند من نیست
وقتی که بودی غنچه بر لب های من بود
بی تو بهاری تابع اسفند من نیست
هر هفت نسل ام از رگ فرهاد ... اما
هر تیشه در دستی که خویشاوند من نیست
باشد برو دست خدا همراهت ای عشق
با اینکه میدانی کسی مانند من نیست
جز دل که دستت دادم و جز آن چه بردی
نه... هیچ چیزی نقطه ی پیوند من
از شاخه هایم می چکد هر برگ زردم
باریده ام آبی به هر آوند من نیست
غمگین شدم انگار بعد از سال ها رنج
شخصی بگوید کودکم ...فرزند من نیست
#میلاد_فرحمند
میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند...ما را در سایت میروم دل بکنم از همه ی قافله ها هرچه بوده به درک گور تمام گله ها میلاد فرحمند دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 106